غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل

بال مرغان غنچه گشت از تنگی آغوش گل

۲

جلوه گاه یار هم دیوانگی می آورد

نیست ممکن در خزان آید به خود مدهوش گل

۳

رخنه منقار بلبل زود می آید بهم

هست اگر این چاشنی باخنده چون نوش گل

۴

دوش کان سروروان مستانه از گلشن گذشت

باغ تنگی کرد بر خمیازه آغوش گل

۵

من که چشم پاک شبنم را شمارم چشم شور

چون توانم دید صائب خار را همدوش گل

بازگشت به سروده‌های صائب