غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ

از جوش لاله شیشه پرباده گشت سنگ

۲

از بس کشید ابر به برتنگ باغ را

میدان خنده بردهن غنچه گشت تنگ

۳

باغ از بنفشه رخسار یوسف است

گردیده از تپانچه اخوان کبود رنگ

۴

بتخانه فرنگ کن از باده مغز را

اکنون که گشت روی زمین صورت فرنگ

۵

مطرب چه حاجت است کسی را که می زند

بر سنگ خاره شیشه ناموس بی درنگ

۶

چون سرو می کند به نظر جلوه گردباد

از بس زدود دامن صحرا ز سینه زنگ

۷

صائب درین دو هفته که گل جوش می زند

چون داغ لاله باده لعلی مده ز چنگ

بازگشت به سروده‌های صائب