غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۰۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک

شور محشر نفروشد به لب یار نمک

۲

پسته شور به شکر نگرفته است کسی

چه غریب است درآن لعل شکر بار نمک

۳

می شود پیش لب خوش نمک یار سفید

پرده شرم فکنده است به یکبار نمک

۴

دل مجروح مرا مرهم راحت نشود

شور عشقی که ازونیست به زنهار نمک

۵

می کند کارخود آخر نمک، اما صائب

آنقدر صبر که دارد که کند کار نمک؟

بازگشت به سروده‌های صائب