غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۰۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک

می شود افزون غبار خاطر از مکتوب خشک

۲

در بهار خط که گلریزان ابر رحمت است

تر نشد کام امید من ازان محبوب خشک

۳

گر زخوبان حاصل عاشق همین دیدن بود

نیست فرق از صورت دیوار تا مطلوب خشک

۴

دود ازکنعان برآمد، بوی پیراهن کجاست؟

تاشود چون نرگس تر، دیده یعقوب خشک

۵

تا نهال قامت شاداب اورادیده اند

سرو می آید به چشم قمریان چون چوب خشک

۶

زاهدان تیغ زبان برخاکساران می کشند

در زمین نرم طوفان می کند جاروب خشک

۷

از خطش صائب امید چرب نرمی داشتم

عاقبت سوهان روح من شد آن مکتوب خشک

بازگشت به سروده‌های صائب