غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۰۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک

همچو گل با جبهه پرخنده می خیزد ز خاک

۲

از حجاب حسن شرم آلوده لیلی هنوز

بید مجنون سر به پیش افکنده می خیزد ز خاک

۳

می شود مرغابی دریای خجلت عندلیب

بس که گل در عهد او شرمنده می خیزد ز خاک

۴

هر که دارد آگهی از چاه خس پوش جهان

با عصا چون نرگس بیننده می خیزد ز خاک

۵

هر گه چون طاوس عمرش رفت در پرداز بال

در قیامت طایر پرکنده می خیزد ز خاک

۶

هر که اینجا خنده را چون غنچه دارد زیر لب

صبح محشر با لب پرخنده می خیزد ز خاک

۷

شرمساری می برد صائب به خلدش بی حساب

هرکه در محشر ز خود شرمنده می خیزد ز خاک

بازگشت به سروده‌های صائب