غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۸۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

قامت ز آه شرط بود در نماز عشق

بی آب دیده نیست نمازی نیاز عشق

۲

خونابه اش به صبح قیامت شفق دهد

ناخن به هر دلی زندشاهباز عشق

۳

گر در نماز عقل حضور دل است شرط

غیر از حضور قلب نباشد نماز عشق

۴

بیقدرتر ز اشک شرارست پیش شمع

نقد دوکون در نظر بی نیاز عشق

۵

آن ساز نیست عشق که گیرند گوش ازو

از پرده های گوش کند پرده،سازعشق

۶

شبنم چه عقده بر نفس بوی گل زند؟

لبهای سر به مهر چه سازد به رازعشق؟

۷

چون سایه همای خرد نیست رایگان

تا بر سر که سایه کند شاهباز عشق ؟

۸

منصور راببین که چه از دار می کشد

صائب خموش باش از افشای راز عشق

بازگشت به سروده‌های صائب