جان آرمیده میشود از اضطراب عشق
این رشته را دراز کند پیچ و تاب عشق
این شعر به توصیف حال و هوای عشق و تأثیرات آن بر دل و جان انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق باعث آرامش و اضطراب در دل میشود و در عین حال قدرت و زیبایی خاصی دارد. او به تأثیر عشق بر روح و جسم اشاره میکند و میگوید که حتی در سختیها و غمها، عشق نه تنها بیقرار نمیشود بلکه با قدرتی ویژه ادامه مییابد. شاعر از عشق به عنوان منبع زندگی و شادی یاد میکند و میگوید که این احساس عمیق در هر قلبی میتواند ریشه بگیرد و داستان زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، عشق را به عنوان نیرویی میداند که انسان را به سوی بینیازی و شادی رهنمون میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جان آرمیده میشود از اضطراب عشق
این رشته را دراز کند پیچ و تاب عشق
صبح قیامت از دهن خم کند طلوع
چون بر لب آورد کف مستی شراب عشق
مغزش ز جوش پرده افلاک میدرد
بر هر سری که سایه کند آفتاب عشق
آتش چه میکند به سپیدی که سوخته است؟
از آفتاب حشر نسوزد کباب عشق
از خاک اهل عشق نظر خیره میشود
از ابر پردگی نشود آفتاب عشق
نبض از هجوم درد شود بیقرارتر
ساکن ز کوه غم نشود اضطراب عشق
نظاره شکستهدلان وحشت آورد
سیلاب تند میگذرد از خراب عشق
صید مراد هردو جهان در کمند اوست
در هر دلی که ریشه کند پیچوتاب عشق
اکسیر بینیازی ازین خاک میبرند
صائب چگونه پای کشد از جناب عشق؟