ز تلخرویی دریاست بی نیاز صدف
کند به ابر گهر بار لب فراز صدف
این شعر به توصیف زیباییها و معانی عمیق زندگی و روح انسان میپردازد. شاعر به تصویرسازی از دریا، صدف و ابر مینشیند و نشان میدهد که چگونه زیبایی و کرامت در جهان وجود دارد. صدف به عنوان نماد نیاز و طلب، به جستجوی زیبایی و روزی در عالم میپردازد و به معنی کوشش برای رسیدن به خواستهها و آرزوها اشاره دارد. در نهایت، احساسات مثبت و رضایت از زندگی و کامیابی از تلاشهای صادقانه به تصویر کشیده شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز تلخرویی دریاست بی نیاز صدف
کند به ابر گهر بار لب فراز صدف
کمند جذبه ارباب حاجت است کرم
که ابر را کند از بحر پیشواز صدف
ز خوان عالم بالاست روزی دل پاک
نمی کند دهن خود به بحر باز صدف
مگر که خنده دندانمای او را دید؟
که شد به عقد گهر بوته گداز صدف
دهان لاف پر ازخاک باد دریا را
که پیش ابر کند دست خود دراز صدف
ز وصل گوهرازان کامیاب شد صائب
که شد ز صدق سراپا کف نیاز صدف