مدار چشم ازین کور باطنان انصاف
که گشته است به عنقا هم آشیان انصاف
شاعر در این متن به نقد و تحلیل وضعیت اخلاقی و انصاف در جامعه میپردازد. او به ناامیدی از افرادی که انصاف ندارند اشاره میکند و از ظلم و بیعدالتی که در روابط انسانی وجود دارد سخن میگوید. با تأکید بر اینکه به رغم سختیها و ضربههایی که خورده، صبر و شکیبایی را رها نکرده است، از انسانهایی که انصاف را زیر پا گذاشتهاند گلایه کرده و به ناامیدی از تغییر وضعیت در دنیای اطرافش اشاره میکند. او همچنین به هشدار دربارهی طمع و بیانصافیهایی که در دوران خود مشاهده میکند، میپردازد و به دیگران توصیه میکند که از این دنیا دوری گزینند و گوشهای برای خود انتخاب کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مدار چشم ازین کور باطنان انصاف
که گشته است به عنقا هم آشیان انصاف
زبس به فرق لگد خوردم و ننالیدم
به بردباری من داد آستان انصاف
به سیم قلب خریدند ماه کنعان را
نمی دهند هنوز اهل کاروان انصاف
مباد لب به حدیث طمع بیالایی
نمی دهند ز بخل اهل این زمان انصاف
شکر به سعی بهار از زمین شوره نرست
مجو ز مردم این تیره خاکدان انصاف
تو نیز گوشه بگیر از جهانیان صائب
کنون که گوشه گرفته است از جهان انصاف