غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۳۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دل مست حیرت و سر پرشور درسماع

موسی به خواب بیخودی وطور درسماع

۲

خلقی به یکدیگر کف افسوس می زنند

خون ازنشاط دررگ منصوردرسماع

۳

جایی که ریگ رقص روانی نمی کند

مجنون ساده لوح کند شور درسماع

۴

خوش باده ای است عشق که چندین هزاربط

آمد به بال این می پرزور درسماع

۵

سر سبز باد هند که از آرمیدگی

درزیر پای فیل بود مور درسماع

۶

صائب زشور فکر توآمد به زیر خاک

مرغ دل امیدی و شاپور درسماع

بازگشت به سروده‌های صائب