دل مست حیرت و سر پرشور درسماع
موسی به خواب بیخودی وطور درسماع
این شعر به توصیف حالتی عاطفی و روحانی میپردازد که در آن فردی به شدت تحت تأثیر شور و شوقی قرار دارد. شاعر به بیان احساس حیرت و سرخوشی در لحظهای فراموشی و بیخودی میپردازد، جایی که افراد به صدای موسیقی گوش میدهند و در آن حال، احساس افسوس و تاسف برای یکدیگر میکنند. عشق به عنوان یک خوشحالکننده و مرهم در این فضا معرفی میشود و به بیان تمثیلهایی از عشق و شور و شوق زندگی پرداخته میشود. در نهایت، شاعر با اشاره به مرگ و امید، تصویر کلی را تکمیل میکند و به عمق تأثیرات این احساسات اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل مست حیرت و سر پرشور درسماع
موسی به خواب بیخودی وطور درسماع
خلقی به یکدیگر کف افسوس می زنند
خون ازنشاط دررگ منصوردرسماع
جایی که ریگ رقص روانی نمی کند
مجنون ساده لوح کند شور درسماع
خوش باده ای است عشق که چندین هزاربط
آمد به بال این می پرزور درسماع
سر سبز باد هند که از آرمیدگی
درزیر پای فیل بود مور درسماع
صائب زشور فکر توآمد به زیر خاک
مرغ دل امیدی و شاپور درسماع