غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۳۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

به خط ازان رخ چون برگ لاله ام قانع

ز صاف باده به درد پیاله ام قانع

۲

خوشم به یک نگه دور از سیه چشمان

به بوی مشک ز ناف غزاله ام قانع

۳

به خط مرا نظر از روی ساده بیشتر ست

ز حسن ماه جبینان به هاله ام قانع

۴

وبال گردن مینا نمی شود دستم

ز می به گردش چشم پیاله ام قانع

۵

اگر چه ماه تمامم، ز هفت خوان سپهر

به خوردن دل خود از نواله ام قانع

۶

درین دبستان آن طفل بیسوادم من

که با شمار ورق از رساله ام قانع

۷

درین ریاض من آن عندلیب دلگیرم

که از بهار به فریاد و ناله ام قانع

۸

ز برگ عیش به لخت جگر خوشم صائب

به خون ز نعمت الوان چو لاله ام قانع

بازگشت به سروده‌های صائب