زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط
هر مویی ازتو شد شب عید از هلال خط
این شعر به تمجید از زیبایی و دلربایی معشوق پرداخته و با زبان شاعرانه ابراز عشق و احساس آرامش نسبت به او میکند. در آن به طور نمادین به زلف معشوق، خط و خال اشاره شده و تاثیرات مثبت و روحانی آنها بر دل و جان عاشق بیان شده است. شاعر با اشاره به نعمتها و رحمتهای الهی، امید به آینده و زیباییهای درونی را مورد تاکید قرار میدهد. همچنین، گزارشی از چالشها و سختیهای عشق و زیبایی، و در عین حال، از جهد و کوشش برای حفظ این زیبایی ارائه شده است. در نهایت، عشق و زیبایی در این شعر با مفاهیم عمیقتری از زندگی و روحانیت پیوند خورده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط
هر مویی ازتو شد شب عید از هلال خط
گردد دعا به دامن شب بیش مستجاب
نومید نیستیم ز حسن مآل خط
دریای رحمتی است که موجش زعنبرست
روی عرق فشان تو در زیر بال خط
سودای زلف،حلقه بیرون در شود
در هر دلی که ریشه دواند خیال خط
قدر گهر ز گرد یتیمی شود زیاد
در دل مده غبار ره از خاکمال خط
ناقص ز پیچ و تاب شود گرچه رشته ها
گردد ز پیچ و تاب یکی صد کمال خط
شکر نزول آیه رحمت شکفتگی است
پنهان مساز روی خود از انفعال خط
از پیچ و تاب حلقه کند نام آفتاب
اصلاح دست اگر نزند بر جمال خط
از آب تیغ سبزه خط می شود بلند
سعی از تراش چند کنی در زوال خط؟
گر از بهار سبز شود تخم سوخته
آید برون ستاره خال از وبال خط
مار از هجوم مور دل از گنج بر گرفت
زلف تو کرد ترک جمال از جلال خط
آوازهاش اگرچه جهانگیر گشته بود
گلبانگ خوبی تو فزود از بلال خط
هرچند بود زلف تو پردلی علم
پس خم زد از غبار سپاه جلال خط
نعلش در آتش است ز هر حلقه ای جدا
نازش مکن به حسن سریع الزوال خط
شد ملک حسن از ستم بی حساب تو
زیر و زبر ز لشکر بی اعتدال خط
صائب شد از دمیدن او سبز حرف من
چون آب چشم خویش نسازم حلال خط؟