غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۱۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

افتاد ماه عارض او در وبال خط

زلفش هوا گرفت به یک گوشمال خط

۲

منسوخ گشت چون خط کوفی ز خط نسخ

طغرای چین ابروی او از مثال خط

۳

گر صد هزار تبت وارونه خوانده ای

بیرون نمی رود ز ضمیرت ملال خط

۴

قیر دوال پا که شنیدی خط است و بس

چند آبروی تیغ بری در زوال خط

۵

خواهد فتاد کوکب بخت بلند تو

از آه و دود سوختگان در وبال خط

۶

رحمی به خاکساری عاشق نمی کنی

تا روی نازکت نخورد خاکمال خط

۷

صائب چه دولتی است که روشن نموده است

چشمم سواد خط غبار از خیال خط

بازگشت به سروده‌های صائب