افتاد ماه عارض او در وبال خط
زلفش هوا گرفت به یک گوشمال خط
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد، با تأکید بر ارتباط عمیق عشق و خط (خطوطی که به زیبایی ابرو و زلف او اشاره دارد). شاعر با استفاده از تصاویری از خط و خطوط قدیمی، به تضاد زیبایی و زوال اشاره میکند و نسبت به درد و رنجی که از عشق به معشوق به او رسیده، ابراز احساسات میکند. او از معشوق میخواهد که کمی رحم کند و بگذارد تا عشقش به خاطر خاک و زوال مورد آسیب قرار نگیرد. در نهایت، شاعر به حالت اندوه و غبار در بصرش اشاره میکند، که نشاندهنده تأثیر عمیق این عشق بر زندگیاش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
افتاد ماه عارض او در وبال خط
زلفش هوا گرفت به یک گوشمال خط
منسوخ گشت چون خط کوفی ز خط نسخ
طغرای چین ابروی او از مثال خط
گر صد هزار تبت وارونه خوانده ای
بیرون نمی رود ز ضمیرت ملال خط
قیر دوال پا که شنیدی خط است و بس
چند آبروی تیغ بری در زوال خط
خواهد فتاد کوکب بخت بلند تو
از آه و دود سوختگان در وبال خط
رحمی به خاکساری عاشق نمی کنی
تا روی نازکت نخورد خاکمال خط
صائب چه دولتی است که روشن نموده است
چشمم سواد خط غبار از خیال خط