پرست دفتر افلاک از حساب غلط
بدار دست ز اصلاح این کتاب غلط
این شعر درباره نارضایتی از نقصهای یک کتاب و تفاوتهای دانش انسانهاست. شاعر به اشتباهات موجود در کتاب اشاره میکند و میگوید که هر کس بر اساس دانش خود، خطاهایی به آن اضافه کرده است. همچنین به امیدها و وعدههای ناراستی که به دل بسته، اشاره میکند و نسبت به پرسشها و جوابهای ناقص تذکر میدهد. در نهایت، شاعر به زیباییهای ناپایدار و پژمردهای که مانند گل از دل او افتادهاند، اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پرست دفتر افلاک از حساب غلط
بدار دست ز اصلاح این کتاب غلط
نه انجم است، که هر کس به قدر دانش خود
نهاده نقطه سهوی بر این کتاب غلط
به وعده های تو دل بسته ام، چه ساده دلم
که آب خضر طمع دارم از سراب غلط
تو هر قدر که دلت می کشد سؤال بکن
که چرخ سفله کریم است در جواب غلط
گشود صفحه دیوان خود مگر صائب؟
که گل ز طاق دل افتاد چون کتاب غلط