مکن با خاکساران سرکشی در روزگار خط
که می پیچد بساط حسن را برهم غبار خط
در این شعر، شاعر به بررسی مشکلات و ناپایداری زندگی و زیباییها میپردازد. او هشدار میدهد که در ارتباط با افراد خاکی و معمولی نباید سرکشی کرد، زیرا زیبایی و خوبیها ممکن است تحت تأثیر گذر زمان و غبار مشکلات قرار بگیرند. شاعر اشاره میکند که خوشبینی و لبخند در روزگار ناپایدار ممکن است فریبنده باشد و گریههای پنهان را نمایان کند. او از امیدهایی که در دل دارد و تأثیر دعاهای شبانه سخن میگوید و همچنین به یادآوری زنگارهای گذشته میپردازد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که زمان بر روی زندگی تأثیر میگذارد و نمیتوان از آن فرار کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مکن با خاکساران سرکشی در روزگار خط
که می پیچد بساط حسن را برهم غبار خط
برات آسمانی باز گردیدن نمی داند
به آب تیغ هیهات است بنشیند غبار خط
نباشد سرفرازی یک دم افزون شعله خس را
منه زنهار دل بر دولت ناپایدار خط
تبسم می کنی چون برق بی پروا، نمی دانی
که دارد گریه ها در آستین ابر بهار خط
مکن استادگی زین بیش در تعبیر احوالم
که آمد آفتابت بر لب بام از غبار خط
اثر بسیار می باشد دعای دامن شب را
به حسن امیدها دارد دلم در روزگار خط
ترا گر شسته رویان زنگ می شویند از خاطر
مرا زنگار از دل می زداید سبزه دار خط
شب کوته به خورشید درخشان زود پیوندد
به چشم من زیاد از زلف باشد اعتبار خط
به روز ما چه می کردند این سنگین دلان صائب
اگر می داشت چون زلف امتدادی روزگار خط