غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۰۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از کفر توان رستن ای یار به آمیزش

سجاده تواند شد زنار به آمیزش

۲

سیلاب شود قطره انگور شود باده

تا فرد روان آرند اقراربه آمیزش

۳

نتوان گره دل را واکرد به یک ناخن

بسته است درین عالم هرکار به آمیزش

۴

ماننده دوناخن بس عقده که بگشایند

چون دست یکی سازنددویاربه آمیزش

۵

درساز به همجنسان زنهار که می گردد

چون حبل متین محکم یک تار به آمیزش

۶

مقصود زآمیزش ،آمیزش روحانی است

آمیزش ظاهر را مشمار به آمیزش

۷

درگوشه تنهایی هموار نمی گردد

هرکس که نشد صائب هموار به آمیزش

بازگشت به سروده‌های صائب