از کفر توان رستن ای یار به آمیزش
سجاده تواند شد زنار به آمیزش
در این شعر، شاعر به موضوع "آمیزش" و اهمیت آن در زندگی انسان اشاره میکند. او میگوید که خروج از کفر و نجات از مشکلات تنها با همراهی و آمیزش ممکن است. به ویژه، او بر این نکته تأکید میکند که برای گشودن گرههای دل و حل مشکلات، نیاز به همکاری و ارتباط با دیگران داریم. آمیزش را نه تنها در روابط انسانی، بلکه در ارتباطات روحانی نیز ضروری میداند و تأکید میکند که هیچ کس نمیتواند در تنهایی به آرامش برسد. به عبارت دیگر، ارتباطات و تعاملات انسانی و روحانی اساس وجود و بهبود زندگی هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از کفر توان رستن ای یار به آمیزش
سجاده تواند شد زنار به آمیزش
سیلاب شود قطره انگور شود باده
تا فرد روان آرند اقراربه آمیزش
نتوان گره دل را واکرد به یک ناخن
بسته است درین عالم هرکار به آمیزش
ماننده دوناخن بس عقده که بگشایند
چون دست یکی سازنددویاربه آمیزش
درساز به همجنسان زنهار که می گردد
چون حبل متین محکم یک تار به آمیزش
مقصود زآمیزش ،آمیزش روحانی است
آمیزش ظاهر را مشمار به آمیزش
درگوشه تنهایی هموار نمی گردد
هرکس که نشد صائب هموار به آمیزش