می ز شرم لب می آشامش
عرق شرم گشت درجامش
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویر دلنشین، احساسات عاشقانه خود را بیان میکند. او از شرم میگوید که بر لبان معشوق نشسته و زیبایی زلف و خال او را با دانهها مقایسه میکند. همچنین به تأثیر دلنشین و دلآشوب عشق اشاره دارد که روح و دل عاشق را تسخیر کرده و در عین حال وحشتی از دنیا به وجود میآورد. به طور کلی، شعر بیانگر عشق عمیق و شیفتگی شاعری به معشوق است که او را مملو از احساست و عواطف مختلف میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
می ز شرم لب می آشامش
عرق شرم گشت درجامش
خال دلکشترست یا زلفش ؟
دانه گیراترست یا دامش ؟
در دل آفتاب،خون ز شفق
می کند بوسه لب بامش
من که بودم ز پسته یکدل تر
دو دلم کرد چشم بادامش
آن که روزم چو پشت آینه کرد
می توان دید رو دراندامش
عشق خونخوار خلوتی دارد
که بود چشم شیر گلجامش
می توان خواند همچو آب روان
ازعقیق سرشک من نامش
می کند وحشت از جهان ،صائب
دل هر کس که می شود رامش