آن کس که نشان داد برون از دو جهانش
سرگشته تر از تیر هوایی است نشانش
این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق میپردازد که فراتر از همه زیباییهاست. شاعر با استفاده از تصاویری شاعرانه، توصیف میکند که این معشوق چگونه دلها را میرباید و باعث حیرت و شگفتی میشود. اشاره به چشمان زیبا، موهای خوشفرم و لبهایی چون لعل، نشاندهندهی جذابیتهای ظاهری اوست. همچنین، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به این معشوق بیان میکند و از ترس آسیب دیدن از او سخن میگوید. در نهایت، عشق و شیفتگی به این معشوق باعث میشود که شاعر خود را در دنیایی از احساسات و دردها غوطهور بیابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن کس که نشان داد برون از دو جهانش
سرگشته تر از تیر هوایی است نشانش
مادر چه شماریم، که سر پنجه خورشید
در خون شفق می تپد از شوق عنانش
چشم دو جهان واله آن قامت رعناست
خوش حلقه ربایی است قد همچو سنانش
از چین جبینش دل عشاق دو نیم است
کار دم شمشیر کند پشت کمانش
سر تا قدمش کنج لب و گوشه چشم است
رحم است به چشمی که نگردد نگرانش
پیداست که با روی لطیفش چه نماید
ماهی که به انگشت توان داد نشانش
باریک شو ای دل که بسی موی شکافان
کردند به زنار غلط موی میانش
بیم است که برخاک چکد لعل لب او
چون قطره خون از سر شمشیر زبانش
گفتم شود از خواب کم آن تیزی مژگان
غافل که شود خواب گران سنگ فسانش
در پیش اگر ز لعل لبش شمع نمی داشت
می کرد نفس گم، ره باریک دهانش
ترکی که به شمشیر گرفته است زمن دل
پیچیده تر از موی میان است زبانش
سر رشته تمکین رود از قبضه یوسف
چون دیده قحطی زدگان برسر خوانش
صائب جگر خضر و مسیحاست ازو خون
شوخی که منم داخل خونابه کشانش