غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چون ماهیان زفلس مده عرض مال خویش

محضر مکن درست به خون حلال خویش

۲

تا کی توان به خرقه صد پاره بخته زد؟

یک بخته هم بزن به دهان سؤال خویش

۳

معراج اعتبار مقام قرار نیست

چون آفتاب سعی مکن درزوال خویش

۴

از عالم وجود سبکبار می رود

پیش از رحیل هرکه فرستاد مال خویش

۵

یوسف ز کاروان تو غارت رسیده ای است

معمور کن جهان ز زکات جمال خویش

۶

آفت کم است مردم پوشیده حال را

صائب برون میار سر از زیر بال خویش

بازگشت به سروده‌های صائب