چون ماهیان زفلس مده عرض مال خویش
محضر مکن درست به خون حلال خویش
این اشعار به مفاهیم اخلاقی و معنوی اشاره دارد. شاعر به اهمیت عدم وابستگی به مال و دنیا تاکید میکند و از انسانها میخواهد تا به جای نمایش ثروت، به درون خود و سوالات معنوی خود بپردازند. او به این نکته اشاره میکند که مقام و اعتبار حقیقی پایدار نیست و انسان باید با تلاش خود از زوال دوری کند. در نهایت، به ضرورت بخشش و زکات زیباییها و فضایل اشاره میکند و از افراد میخواهد که از پنهان کردن احساسات و حقیقت خود دست برندارند و خود را نشان دهند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون ماهیان زفلس مده عرض مال خویش
محضر مکن درست به خون حلال خویش
تا کی توان به خرقه صد پاره بخته زد؟
یک بخته هم بزن به دهان سؤال خویش
معراج اعتبار مقام قرار نیست
چون آفتاب سعی مکن درزوال خویش
از عالم وجود سبکبار می رود
پیش از رحیل هرکه فرستاد مال خویش
یوسف ز کاروان تو غارت رسیده ای است
معمور کن جهان ز زکات جمال خویش
آفت کم است مردم پوشیده حال را
صائب برون میار سر از زیر بال خویش