سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش
چیندچو سرو دامن همت ز خاک خویش
این متن شعری است که به موضوع تلاش و کوشش در برابر سختیها و نشان دادن قدرت و اراده انسانی میپردازد. شاعر به اهمیت حفظ شخصیت و هویت خود در مواجهه با مشکلات اشاره میکند و به چگونگی رویارویی با دشمنان و چالشها میپردازد. او از عشق و امید سخن میگوید و بیان میکند که باید در زندگی به عشق حقیقی امید داشت، حتی اگر دلی شکسته باشد. به طور کلی، این شعر تأکید بر استقامت، شجاعت و ارتباط عمیق با عشق و زندگی دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش
چیندچو سرو دامن همت ز خاک خویش
هرکس نداشت زنده شبی رابرای دوست
درزندگی نبرد چراغی به خاک خویش
ازدشمن غیور تنزل نمی کنم
در دیده سپهر زنم مشت خاک خویش
جرأت به تیزدستی من فخر می کند
ازکوهکن دلیر ترم در هلاک خویش
آن زلف همچو دام، که عمرش دراز باد
هرگز نکرد یاد اسیران خاک خویش
عاشق چرا امید نبندد به عشق پاک؟
شبنم عزیز باغ شد از چشم پاک خویش
صائب نیم ز تنگی دل غنچه سان ملول
چون گل شکفته ام ز دل چاک چاک خویش