گر این چنین چکد می گلرنگ ازلبش
جام پراز شراب شود طوق غبغبش
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است که با لبخند و لبهای گلرنگش شراب میریزد و دل را به آتش میکشد. شاعر به انتظار و آرزوها اشاره میکند و میگوید که نگاه به معشوق همچون نعل مرکب است که به سمت شادی و عید حرکت میکند. همچنین او به ظرفیت و عشق در دل اشاره کرده و میگوید که هرچند دل در انتظار رسیده است، اما همچنان شوق و عشق ادامه دارد. شاعر در نهایت به دشواری بیان احساسات و اینکه گاهی اوقات افراد نمیتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند، اشاره میکند. با این تصویرها، شعر پیامی از عشق و آرزو را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر این چنین چکد می گلرنگ ازلبش
جام پراز شراب شود طوق غبغبش
میگون لبی که سوخت مرا درخمار می
پیمانه برنگشته تهی هرگز ازلبش
در چشم خاک راه نشینان انتظار
کار هلال عید کند نعل مرکبش
چون سرو،قمریان همه گردن کشیده اند
در آرزوی طوق گلوسوز غبغبش
در سینه دل به زلف تو گردد طفل شوخ
در کوچه است اگر چه بود جا به مکتبش
سرچشمه ای که ریشه به دریا رسانده است
از جوش تشنگان نشود تنگ مشربش
راه سخن به سایل مبرم نمی دهند
رحم است برکسی که برآرند مطلبش
صائب به خون دل نزند کاسه،چون کند ؟
هرکس که نیست دست به جام لبالبش