هرجا نمی خرند متاعت گران مباش
پرواز گیر و خار و خس آشیان مباش
این متن به بیان نکاتی درباره زندگی و رفتار انسانها میپردازد. شاعر ابتدا میگوید هر جا که کالاها را نمیخرند، نباید گرانفروش بود و از پرواز و آزادی لذت ببرد. او به انسانها توصیه میکند که مانند گلها در میان پرندگان شاداب باشند و به دنبال رضایت دیگران نباشند. همچنین تأکید میکند که در مکانی که شنوندهای نیست، ساکت باشند و به نعمتهای زندگی توجه کنند. در پایان، به مفهوم عدم مانعتراشی در برقراری ارتباط و ابراز وجود اشاره میکند و میگوید مانند خورشید نباید به خود خواهی بپردازند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هرجا نمی خرند متاعت گران مباش
پرواز گیر و خار و خس آشیان مباش
چون بوی گل ردای سیاحت فکن به دوش
چون سبزه پاشکسته یک بوستان مباش
ای شاخ گل به صحبت بلبل سری بکش
بسیار بر رضای دل باغبان مباش
یک حرف بشنو ازمن ودر خلدسیر کن
درمجلسی که گوش توان شد زبان مباش
صائب که منع می کنداز جلوه یار را؟
خورشید را که گفته که آتش عنان مباش ؟