غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۴۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش

در پیش زنگی آینه زنگ دیده باش

۲

در جویبار عقل به لنگر خرام کن

در بحر عشق کشتی طوفان رسیده باش

۳

در جستجوی خانه در بسته است فیض

دایم چو غنچه سر به گریبان کشیده باش

۴

ماهی زبان بحر شد از فیض خامشی

در بزم اهل حال زبان بریده باش

۵

یاد از نگاه گیر طریق سلوک را

درعین آشنایی مردم رمیده باش

۶

پای گریز، شهپر پرواز دشمن است

گر پیش سیل روی آرمیده باش

۷

صائب ببند لب ز بد و نیک مردمان

در دفتر جهان،سخن ناشنیده باش

بازگشت به سروده‌های صائب