گاهی رهین ظلمت و گه محو نور باش
گاهی چراغ ماتم و گه شمع سور باش
این شعر به بیان فراز و نشیبهای زندگی میپردازد و توصیههایی برای مواجهه با چالشها و سختیها ارائه میدهد. شاعر میگوید که باید در مقابل ظلمت و روشنایی صبور باشیم و از هر تلخی و شیرینی در زندگی قانع باشیم. او به ما یادآوری میکند که در مواقع دشوار، باید آرامش خود را حفظ کنیم و نگذاریم مشکلات ما را از مسیر درست منحرف کند. همچنین، باید از افراد خام بپرهیزیم و با افراد با تجربه و پخته تعامل کنیم. در نهایت، شاعر به ما میآموزد که در صورت عدم دسترسی به مکانهای نزدیک، باید از دور به آنها نظارت کنیم و اگر شعور و آگاهی کم است، خودمان هم به آن بیتوجهی دچار نشویم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گاهی رهین ظلمت و گه محو نور باش
گاهی چراغ ماتم و گه شمع سور باش
شیر و شکر به طفل مزاجان سبیل کن
قانع ز خوان رزق به هر تلخ و شور باش
کشتی چو باخت لنگر خود،زود بشکند
زنهار در کشاکش دوران صبور باش
بستان ز خلق خام و بده پخته در عوض
سر گرم خوش معاملگی چون تنور باش
چشم کلیم چون ید بیضا سفید شد
رخ بر فروز وحوصله پرداز طور باش
باری چو ره به محفل قربت نمی دهند
از دور دیده بان نگه های دور باش
دور شعور چون به نهایت رسیده است
صائب تو نیز چون دگران بی شعور باش