غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چمن برید به مقراض رشک، سنبل خویش

سرآمدی ز نکویان به زلف و کاکل خویش

۲

اگر چه هست لبت بی نیاز از پرسش

بپرس حال مرا گاهی از تغافل خویش

۳

فتادگی است که پشتش نمی رسد به زمین

به خصم خویش سوارم من ازتحمل خویش

۴

کمینه حکم شهنشاه عشق این حکم است

که گل پیاده رود در رکاب بلبل خویش

۵

چه نعمتی است درین راه پرخطر صائب

که بسته ایم گران، توشه توکل خویش

بازگشت به سروده‌های صائب