غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش

به اطلاع خدا صلح کن ز شهرت خویش

۲

ز ارتکاب گنه نیست شرمگینان را

خجالتی که مراهست ازعبادت خویش

۳

دهان سایل اگر پرگهر کنم چو صدف

چو ابر آب شوم ازقصور همت خویش

۴

بهشت اگر ز در خانه ام گذار کند

قدم برون نگذارم ز کنج خلوت خویش

۵

درین جهان پرآشوب اگر حضوری هست

ازان کس است که قانع بودبه قسمت خویش

۶

گرت هواست که فرمانروا شوی صائب

مپیچ ازخط فرمان، سر اطاعت خویش

بازگشت به سروده‌های صائب