نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش
به اطلاع خدا صلح کن ز شهرت خویش
این شعر به بررسی مفهوم گناه و طاعت میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که انسانها حتی اگر از گناه خجالت نکشند، باید در مقابل عبادت و انجام وظایف دینی خود احساس مسئولیت کنند. وی همچنین بیان میکند که در دنیای پرآشوب، آرامش و رضایت در قناعت به شرایط موجود است. اگر کسی تمایل به رهبری و قدرت دارد، باید از خط فرمان و اطاعت خود دور نشود و بر وظایف خود پایبند باشد. کل شعر به نوعی دعوت به خودآگاهی و توجه به جایگاه واقعی انسان در زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش
به اطلاع خدا صلح کن ز شهرت خویش
ز ارتکاب گنه نیست شرمگینان را
خجالتی که مراهست ازعبادت خویش
دهان سایل اگر پرگهر کنم چو صدف
چو ابر آب شوم ازقصور همت خویش
بهشت اگر ز در خانه ام گذار کند
قدم برون نگذارم ز کنج خلوت خویش
درین جهان پرآشوب اگر حضوری هست
ازان کس است که قانع بودبه قسمت خویش
گرت هواست که فرمانروا شوی صائب
مپیچ ازخط فرمان، سر اطاعت خویش