غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۱۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مدار چشم مروت ز خضر و احسانش

که سر به مهر حباب است آب حیوانش

۲

به آب می‌برد و تشنه باز می‌آرد

هزار تشنه‌جگر را چه زنخدانش

۳

بنای عمر مسیح و خضر به آب رسید

هنوز تشنه خون است تیغ مژگانش

۴

ز گرد خوان فلک دست حرص کوته دار

که سنگ‌ریزه منت سرشته بانانش

۵

گشاده‌روی بود در حریم دیده مور

دلی که وسعت مشرب بود بیابانش

بازگشت به سروده‌های صائب