توانگری که نباشد به خبر اقبالش
نصیب مردم بیگانه می شود مالش
این شعر به بیان مسائلی درباره ثروت و نیکبختی میپردازد. شاعر میگوید که اگر فردی ثروتمند برای کسب منافع خود فعالیت نکند، ثروتش نصیب دیگران میشود. همچنین به نوعی بیفایده بودن تلاشهای او اشاره میکند، زیرا مانند عنکبوتی مرده است که فقط به رویاهای خود چسبیده است. شاعر از زندگی ساده و بیادعا و اجتناب از پیگیری آرزوها و چشمداشتهای غیرواقعی سخن میگوید. در نهایت، به محدودیتها و ترسها اشاره کرده و به نیاز به آرامش و دوری از رقابت میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
توانگری که نباشد به خبر اقبالش
نصیب مردم بیگانه می شود مالش
گذشت خواجه و چون عنکبوت مرده هنوز
مگس شکار کند رشته های آمالش
ازان به نان جو وآب شور ساخته ام
که نیست چشم و دل هیچ کس به دنبالش
تذرو باغچه قدس وحشتی دارد
که نقش ،چنگل بازست برپروبالش
ز چرخ سفله تمنای آبروی مدار
که نم برون ندهد چشمه های غربالش