غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۱۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

توانگری که نباشد به خبر اقبالش

نصیب مردم بیگانه می شود مالش

۲

گذشت خواجه و چون عنکبوت مرده هنوز

مگس شکار کند رشته های آمالش

۳

ازان به نان جو وآب شور ساخته ام

که نیست چشم و دل هیچ کس به دنبالش

۴

تذرو باغچه قدس وحشتی دارد

که نقش ،چنگل بازست برپروبالش

۵

ز چرخ سفله تمنای آبروی مدار

که نم برون ندهد چشمه های غربالش

بازگشت به سروده‌های صائب