غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مگر ز موج شراب است رشته سازش؟

که می دود به رگ و پی چو روح آوازش

۲

کباب مطرب رنگین نوای عشق شوم

که ساخت گوشه نشین عندلیب راسازش

۳

چو شیشه هرکه به آوازه می کند احسان

گران به گوش خورد بانگ مغز پردازش

۴

کریم اوست که صد جام اگر دهد چون خم

چنان دهد که نگردد بلند آوازش

۵

سر جدال به صیاد پیشه ای دارم

که سنگ، سینه کبک است پیش شهبازش

۶

زخون کبک، بدخشان شده است سینه کوه

هنوز تشنه خون است چنگل بازش

۷

کلاه گوشه به خورشید و ماه می شکند

کسی که خامه صائب کند سرافرازش

بازگشت به سروده‌های صائب