غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

که می رهد زخم طره گرهگیرش؟

که چشم بررخ یوسف گشوده زنجیرش

۲

هزار زخم نمایان ز غمزه ای دارم

که برنیامده ازخانه کمان تیرش

۳

هنوز شیوه چین جبین نمی داند

هنوز نو خط جوهر نگشته شمشیرش

۴

به خوان حسن تو یعقوب اگر شود مهمان

کنی ز نعمت دیدار،چشم و دل سیرش

۵

به گرد تربت مجنون که می تواند گشت؟

هنوز شمع مزارست دیده شیرش

بازگشت به سروده‌های صائب