دل به دنیا نگذرد خرد دوراندیش
نشود برق سبکسیر مقید به حشیش
این شعر به نکات فلسفی و اخلاقی میپردازد. شاعر به دوراندیشی و عدم وابستگی به دنیای مادی تأکید میکند و میگوید که انسان خردمند نباید به دنیا و زرق و برق آن دل ببندد. او به ترک دنیاهای بیارزش و درک همت واقعی میپردازد و از زاهدی صحبت میکند که ظاهری خشک دارد اما در باطن خویشتنداری و تقوا ندارد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که آرامش و محکم بودن در زندگی تنها با محدود کردن خواستهها و رفتارها به اندازه خود امکانپذیر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل به دنیا نگذرد خرد دوراندیش
نشود برق سبکسیر مقید به حشیش
ترک دنیای فرومایه سر همتهاست
ورنه شاهان ز چه همت طلبند از درویش ؟
زاهد خشک که در بوته ریش است نهان
خارپشتی است که در هر سر مو دارد نیش
با عمل دامن تقوی زمناهی چیدن
احتراز سگ مسلخ بود از شاشه خویش !
صائب آرامگهش قلعه فولاد بود
هرکه بیرون ننهد پای ز اندازه خویش