سرو گلزار بهشت است قد دلجویش
لاله باغ تجلی است رخ نیکویش
در این شعر، شاعر به زیبایی و دلنوازی گلزار بهشت اشاره میکند و از عشق و علاقهاش به محبوبش میگوید. او از حسادت و دلتنگی خود نسبت به محبوبش صحبت میکند و میگوید که مشاهده زیبایی او باعث میشود که دلش بسوزد. شاعر به راز و اسرار نهان در دلش اشاره میکند و بیان میکند که با وجود مشکلات و حوادث، منزلت و یاد محبوبش برایش بسیار ارزشمند و ثابت باقی میماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سرو گلزار بهشت است قد دلجویش
لاله باغ تجلی است رخ نیکویش
من که از رشک دل روشن خود می سوزم
چون ببینم که شود آینه همزانویش ؟
بخیه راز نهان جوهر شمشیر شده است
بس که شد آینه پردا(ز د)لم ازبویش
خانه اش گر شود از موج حوادث ویران
صائب آن نیست که لنگر بکند ازکویش