دین به دنیای دنی ای دل نادان مفروش
آنچه درمصر عزیزست به کنعان مفروش
این شعر به نقد و تحلیل ارزشهای دنیوی و معنوی میپردازد و به ما یادآوری میکند که دنیا و چیزهای مادی را نباید به مقامهای عالیتری که از معنویت و عشق ناشی میشوند، ترجیح داد. شاعر بر این باور است که نباید عمر و سرمایه خود را صرف چیزهایی کرد که بیارزش و زودگذرند. او تأکید میکند که فهم عمیق و حقیقی از زندگی نیازمند تلاش و دوری از ظواهر مادی است و این آموزشها باید فراتر از مسایل سطحی باشند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق و جستجوی حقیقت ارزش بیشتری از تمامی چیزهای دنیوی دارد و نباید عشق و روحانیت را به چیزهای ظاهری و فانی فروخت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دین به دنیای دنی ای دل نادان مفروش
آنچه درمصر عزیزست به کنعان مفروش
همتی را که به روشن گهری مشهورست
چون گدایان تنک مایه به یک نان مفروش
نبرد آب گهر تلخی منت ز مذاق
چون صدف آب رخ خویش به نیسان مفروش
دامن وصل، طلبکار تهیدستان است
فقر را ای دل آگاه به سامان مفروش
باد دستانه مکن عمر گرامی را صرف
آنچه ارزان به تو دادند تو ارزان مفروش
رشته عمر ابد بی گره منت نیست
جگر تشنه به سرچشمه حیوان مفروش
ساکنان حرم از قبله نما آزادند
رهنمایی به من ای خضر بیابان مفروش
گریه ساخته در انجمن عشق مکن
بیش ازین دانه پوسیده به دهقان مفروش
پیش من بحر ز گرداب بود حلقه بگوش
دیده تر به من ای ابربهاران مفروش
عارفان زهد لباسی به جوی نستانند
برو ای شیخ، به ما پاکی دامان مفروش
سطحیان غور معانی نتوانند نمود
بیش ازین جلوه به آیینه حیران مفروش
سخن از پردگیان حرم توفیق است
صائب او رابه زر و سیم لئیمان مفروش