ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش
چسان دل داد خط را کاین چنین استاد بررویش ؟
این شعر به توصیف زیبایی و جاذبههای چهره معشوق میپردازد. شاعر از تاثیرات عمیق نگاه و خال روی چهره محبوب سخن میگوید و به حالتهای دل باختگی و خواب آلودگی اشاره میکند. او به نوعی معشوق را به کسانی چون خضر و مسیحا تشبیه کرده که به خاطر زیباییهایش، دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که از دلبری و جاذبههای معشوق ناامید نشود، زیرا این زیباییها در واقع راز و جادوی خاص خود را دارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش
چسان دل داد خط را کاین چنین استاد بررویش ؟
رمیدن جمع با خواب گران هرگز نمی گردد
چسان این هر دو را آمیخت با هم چشم جادویش ؟
به خال او سپردم خرده جان را،ندانستم
که در ایام خط پنهان کند رو خال هندویش
به تیغ بی نیازی می کشدخضر و مسیحا را
به صید من کجا رغبت کند مژگان دلجویش؟
مدار دلبری برنعل وارون است خوبان را
مشو زنهار صائب ناامید ازچین ابرویش