غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۶۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش

چسان دل داد خط را کاین چنین استاد بررویش ؟

۲

رمیدن جمع با خواب گران هرگز نمی گردد

چسان این هر دو را آمیخت با هم چشم جادویش ؟

۳

به خال او سپردم خرده جان را،ندانستم

که در ایام خط پنهان کند رو خال هندویش

۴

به تیغ بی نیازی می کشدخضر و مسیحا را

به صید من کجا رغبت کند مژگان دلجویش؟

۵

مدار دلبری برنعل وارون است خوبان را

مشو زنهار صائب ناامید ازچین ابرویش

بازگشت به سروده‌های صائب