غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۶۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش

زجانهای پریشان رشته جان است هرمویش

۲

قبای اطلس افلاک شد پیراهن یوسف

زبس پیچید درمغز پریشان جهان بویش

۳

ز هر زخم نمایان مشرق خورشید می گردد

شهیدی (را) که باشد شمع بالین پرتو رویش

۴

سجود آسمانها حلقه بیرون درباشد

چه باشد سجده من در حضور طاق ابرویش

بازگشت به سروده‌های صائب