ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش
پری در شیشه دارد از تذروان سروبالایش
این شعر به توصیف دلآرایی و زیبایی یک معشوق میپردازد که دارای ویژگیهای افسونگر و سحرآمیز است. شاعر با استفاده از تصاویری مانند پری در شیشه و چشمان شهلایی که عاشقان را تشنه میکند، به ویژگیهای خاص و شگفتانگیز او اشاره میکند. همچنین به تأثیر عمیق عشق و زیبایی معشوق بر دل و ایمان انسانها پرداخته و نشان میدهد که چگونه زیبایی او میتواند دنیای اطراف را تحت تأثیر قرار دهد. شاعر در توصیف لبهای معشوق و ارتباط آنها با کلام نیز به لطافت و جذابیت ویژهای اشاره میکند. در نهایت، تضاد میان زاهدان خشک و زیبایی معشوق در یک تصویر شاعرانه به نمایش گذاشته میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش
پری در شیشه دارد از تذروان سروبالایش
زبان العطش گویی است هرمژگان آن ظالم
به خون عاشقان تشنه است ازبس چشم شهلایش
ز مژگان قدسیان را رخنه ها افکند درایمان
ز دل روی زمین شد پاک از زلف زمین سایش
فلک پیمانه پرمی شود ازگردش چشمش
زمین برسرکشد مینای می از سرو بالایش
که حد دارد ز طومار شکایت مهربردارد؟
که می پیچد عنان سیل رامژگان گیرایش
لبش هرچند درظاهر نمی گردد جدا از هم
سخن چون خامه ریزد از به هم پیوسته لبهایش
گریبان چاک چون محراب می آرد برون صائب
ز مسجد زاهدان خشک راذوق تماشایش