به سرخی می زند چون مشک خط عنبرافشانش
چه حسن نشأه خیزست این که میگون است ریحانش
این شعر به زیبایی و لطافت معشوق اشاره دارد. در آن، شاعر به زیباییهای چهره و رفتار محبوب پرداخته و به توصیف حالتهای عاشقانه و تاثیر آن بر دل عاشقان میپردازد. محبوب همچون گل و سرو، دل هر بینندهای را میرباید و عشق او باعث شور و شعف در دلها میشود. شاعر به طرز بیان میکند که چهره محبوب همچون چراغی روشنگر است و احساسات عاشقانه مانند برگهای خزان در هر کجا که او میرود، به زمین میریزد. در نهایت، شاعر به قدرت و زیبایی معشوق در بستان اشاره میکند و او را به منزله یک نغمهساز در میان گلها توصیف مینماید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به سرخی می زند چون مشک خط عنبرافشانش
چه حسن نشأه خیزست این که میگون است ریحانش
نباشد دور اگر خطش طلایی درنظر آید
که طوق هاله زرین می شود ازماه تابانش
به نور دیده خود چون چراغ صبح می لرزد
سهیل شوخ چشم از پرتو سیب زنخدانش
دل عشاق چون برگ خزان برخاک می ریزد
به هر جانب که مایل می شود سرو خرامانش
عیار شوق بلبل رانمی دانم،همین دانم
که آتش زیر پا دارد گل از شوق گریبانش
به باد بی نیازی می دهد شور قیامت را
اگر بردارد از لب مهر خاموشی نمکدانش
درین بستانسرا سروی بلند آوازه می گردد
که باشد همچو صائب نغمه سنجی درگلستانش