نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش
چه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودش
شعر به بیان زیباییها و دشواریهای عشق و زندگی میپردازد. شاعر از زیباییهای ظاهر و درونی میگوید، در حالی که اشاره به درد و غم ناشی از جدایی و وعدههای نادیده نیز دارد. استفاده از تصاویری چون شمع و پروانه، گل و بلبل، حس عمیق و لطیف انسانی را به تصویر میکشد. همچنین، اشاره به روز قیامت و چالشهای زندگی، بیانگر مبارزه انسان با شرایط سخت و امید به روزهای بهتر است. در نهایت، شعری است پر از احساساتی که به عشق، درد و امید تعلق دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش
چه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودش
تماشای گل و شبنم گوارا باد بربلبل
که بوی گل نمی ارزد به روی گریه آلودش
خدا از وعده دور و دراز او نگه دارد!
که دارد وعده بافردای محشر وعده زودش
جهان پرتیر و شمشیرست و من پیراهنی دارم
که تارش رشته جان است و جسم ناتوان پودش
سپند شوخ چشمی نذر آتش کرده ام صائب
که خواهد چشم مجمرروشنایی یافت ازدودش