می شود تعجیل عمر از غفلت سرشار بیش
سیل را سازد گرانسنگی سبکرفتار بیش
این شعر به تفکر دربارهی زندگی و اثرات غفلت میپردازد. شاعر به ما میگوید که غفلت و بیتوجهی میتواند عمر را کوتاه کند و زندگی را از معنا تهی سازد. او اشاره میکند که با ایمان و تلاش میتوان بر سختیها غلبه کرد و مشکلات را پشت سر گذاشت. همچنین، شاعر به زیباییهای زندگی، مانند باران و نعمتها، اشاره میکند و بر اهمیت نعمات و توجه به آنها تأکید مینماید. در نهایت، او بیان میکند که دلخوری و شکایت از دیگران میتواند منجر به نارضایتی درونی شود، در حالی که بیان احساسات خود میتواند به تخفیف درد دل کمک کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
می شود تعجیل عمر از غفلت سرشار بیش
سیل را سازد گرانسنگی سبکرفتار بیش
هست ناهمواری از آفت حصار عافیت
تخته مشق حوادث می شود همواربیش
تن به سختی ده اگر از اهل ایمانی، که هست
سبحه را در دل گره از رشته زنار بیش
تیرگی دارد درست آیینه رادرزنگبار
می کشد روشندل از چرخ کبود آزار بیش
بد گهر رامستی دولت سیه دلتر کند
تیغ چون سیراب گردد می شود خونخوار بیش
تاکند ابر بهاران دامنت راپر گهر
چون صدف مگشای در سالی دهن یک باربیش
رتبه ریزش بود بالاتر از اندوختن
در خزان فیض از بهاران است درگلزار بیش
تنگدستی نفس رامانع شوداز کجروی
میشود از وسعت ره پیچ و تاب مار بیش
سرو را دارد بهار بی خزان درپیچ وتاب
برگ بر آزادگان باشد گران ازبار بیش
تازه گردد داغ آب از جلوه موج سراب
تشنه می گردد ز کوثر تشنه دیدار بیش
از شکایت می شود گر دیگران را دل تهی
می شود درد دل من صائب ازاظهار بیش