غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۰۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

می زدم با یاد ابرویش شراب ناب خوش

داشتم وقت خوشی امشب درآن محراب خوش

۲

درخمار باده آب سرد، آب زندگی است

توبه تا کردم زمی دیگر نخوردم آب خوش

۳

بیدلان را حیرت بسمل کند تلقین که نیست

غیر زیر سایه تیغ شهادت خواب خوش

۴

می کند روشن دل تاریک را موی سفید

بهره مانیست غیر از خواب ازین مهتاب خوش

۵

زان مه شبگرد تاصائب جدا افتاده ام

می کند کار نمک در دیده ام مهتاب خوش

بازگشت به سروده‌های صائب