گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش
گر نخیزد پیش پای گل زجا می زیبدش
این شعر به زیبایی و ویژگیهای عشق و محبت اشاره دارد. شاعر به نوعی از عشق و دلبستگی سخن میگوید که حتی اگر طرف مقابل بیمهر و خاموش باشد، زیبایی و شگفتی خود را حفظ میکند. شاعر به عناصر طبیعی مانند نرگس و گل اشاره میکند و میگوید که حتی اگر گل در یک هفته شاداب شود، اگر روابط به درستی برقرار نشود، آن زیبایی هم به بیوفایی تبدیل میشود. همچنین به زیبایی ذاتی انسانها و نمودهای عشق و اشک میپردازد و تأکید دارد که کردار و رفتار یک فرد در عشق، بر زیباییاش تأثیر دارد. در نهایت، هنر و عشق واقعی پیشنیازهایی دارند که در صورت وجود آنها، به کمال و زیبایی دست مییابند. به طور کلی، شعر ابراز این نکته است که هر چیزی در عشق و زیبایی بستگی به رابطه و ملاقات دو دل عاشق دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش
گر نخیزد پیش پای گل زجا می زیبدش
حسن محجوبی که با خود میکند بیگانگی
گر نپردازد به حال آشنا می زیبدش
گل که دریک هفته خواهد شاد سازد عالمی
گر بود در آشنایی بیوفا می زیبدش
گوهر شهوار را آرایشی در کار نیست
ترک زینت گر کند،نام خدا، می زیبدش
می توان رودید دراندام او چون طفل اشک
پرده های چشم اگر سازد قبا می زیبدش
از لطافت پنجه سیمین او نازکدل است
ورنه خون عاشقان بیش از حنا می زیبدش
غیر گستاخ است،می گردد دلیر از التفات
زنجیر بیجا به از لطف بجا می زیبدش
هرکه باشد می کند ازدیده بیگانه شرم
هرکه از خود منفعل گردد حیا می زیبدش
این جواب آن غزل صائب که می گوید اسیر
هرچه می پوشد چوگل نام خدا می زیبدش