غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۸۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چون بود گلچهره ساقی باده رنگین گو مباش

ساعد سیمین چو باشد جام سیمین گو مباش

۲

دست رنگین می کند کار شراب لعل فام

باده گلرنگ در دست نگارین گو مباش

۳

هر سفالی رافروغ می بلورین می کند

باده چون روشن بود جام بلورین گو مباش

۴

داغ ما خون رابه همت می تواند مشک کرد

کاکل عنبرفشان و زلف مشکین گو مباش

۵

صحبت دلدار، ما را فارغ از دل کرده است

چون سوارازماست هرگز خانه زین گو مباش

۶

خامه صائب معطر می کند آفاق را

در بیابان ختا آهوی مشکین گو مباش

بازگشت به سروده‌های صائب