ظاهر مردان به زیور گر نباشد گو مباش
حلقه بیرون در گر زر نباشد گو مباش
این متن به زبان فارسی شامل ابیاتی است که به ارزش و اهمیت باطن و حقیقت در زندگی انسان اشاره دارد. شاعر به ما میگوید ظاهر و زینتهای ظاهری، اگر بدون معنا و ارزش واقعی باشند، بیفایدهاند. باید درونی زیبا و غنی داشته باشیم تا زندگی معناداری داشته باشیم. او به عواملی چون رفاقت، علم، عشق، و امید میپردازد و تأکید میکند که این ویژگیها اگر در وجود انسان نباشند، زندگی او را توخالی میکنند. به عبارتی، معنویت و کیفیت درونی است که زندگی را ارزشمند میسازد، نه زرق و برق ظاهری.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ظاهر مردان به زیور گر نباشد گو مباش
حلقه بیرون در گر زر نباشد گو مباش
رخنههای دام، فتحالباب صید بسته است
سینه ما را رفوگر گر نباشد گو مباش
حلقه زنجیر اگر از هم بریزد گو بریز
کار دنیا را نظامی گر نباشد گو مباش
بیزبانی آیه رحمت بود درشان جهل
طفل را در دست اگر خنجر نباشد گو مباش
در عقیق بینیازی هست آب صد محیط
نم اگر در قلزم اخضر نباشد گو مباش
چون صدف در پرده دل اشک باریدن خوش است
گر به ظاهر چشم عاشق تر نباشد گو مباش
از تپیدن میتوان کوتاه کرد این راه را
قوت پرواز اگر در پر نباشد گو مباش
سایه بیدست، آه سرد اهل جرم را
سایه گر در عرصه محشر نباشد گو مباش
خازن گنج گهر را خلق خوش دام بلاست
در بساط بحر اگر عنبر نباشد گو مباش
از گداز جسم، خون خویش خوردن غافلی است
درد اگر در باده احمر نباشد گو مباش
سوده یاقوت سازد پرتو می مغز را
میکشان را تاج گوهر گر نباشد گو مباش
تخم امیدی ندارم تا کنم باران طلب
آب اگر در دیده اختر نباشد گو مباش
از تماشا به ندارد حاصلی دنیای خشک
صورت دیوار اگر در بر نباشد گو مباش
خوابگاه نرم، صائب سنگ راه رهروست
بستر و بالین ما گر پر نباشد گو مباش