چون صدف در حلقه دریادلان خاموش باش
با دهان گوهرافشان پای تا سرگوش باش
این شعر به نوعی به نصیحت و توصیه پرداخته و به مفهوم سکوت، آرامش و دوری از خودنمایی اشاره دارد. در آن، شاعر به فرد حاضری در مجلس میگوید که باید درونی آرام و باطن خاموش داشته باشد و از اظهار خودداری کند. او به اهمیت گوش دادن به نغمههای عاشقانه اشاره میکند و از خوشیهای دنیایی به عنوان زهر و نیش یاد میکند که در ظاهر خوشایند هستند، اما در باطن ممکن است خطرناک باشند. همچنین شاعر به ضرورت هوشیاری در مواجهه با مستیها و لذتها تأکید میکند و بیان میکند که بهترین حالت در این دنیای پر از فریب و نیرنگ، حفظ تعادل و آرامش درونی است. در نهایت، به حفظ احتیاط در تعامل با دیگران و درک درست از نعمتها و بندگی توصیه میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون صدف در حلقه دریادلان خاموش باش
با دهان گوهرافشان پای تا سرگوش باش
صرف استغفار کن انفاس رادر خانقاه
در حریم میکشان گلبانگ نوشانوش باش
نغمه عشاق را شرط است حسن استماع
در حضور بلبلان چون گل سراپا گوش باش
تا شود گلگونه مینای گردون خون تو
همچو صهبا تا درین خمخانه ای در جوش باش
با کمال هوشیاری چون به مستان برخوری
زینهار اظهار هشیاری مکن،مدهوش باش
می کند میخواره را گفتار بیش از باده مست
چون نهادی لب به لب پیمانه را خاموش باش
هدیه ما تنگدستان را به چشم کم مبین
ازمروت بر سر خوان تهی سرپوش باش
پرده نیش است هر نوشی که دارد این جهان
برنمی آیی به زخم نیش، دور از نوش باش
تا شود چون شمع از روی تو روشن دیده ها
بازبان آتشین در انجمن خاموش باش
بی زر از سیمین بران داری اگرامید وصل
مستعد صد بغل خمیازه آغوش باش
از زبان نرم دشمن احتیاط از کف مده
بر حذر زنهار صائب زین چه خس پوش باش