غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۵۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از ناکسان وفا نشنیده است هیچ کس

بوی گل از گیا نشنیده است هیچ کس

۲

از روزگار تلخ بود ناله حزین

از نیشکر نوا نشنیده است هیچ کس

۳

بیگانه شو ز خلق کز این دور مطلبان

پیغام آشنا نشنیده است هیچ کس

۴

خامش نشین که ناله جانسوز از سپند

در محفل رضا نشنیده است هیچ کس

۵

کردار، بی‌نیاز ز گفتار بیهده است

دعوی ز کیمیا نشنیده است هیچ کس

۶

عاشق به بال جذبه معشوق می‌پرد

تمکین ز کهربا نشنیده است هیچ کس

۷

گفتار درمیان صواب و خطا بود

از خامشان خطا نشنیده است هیچ کس

۸

عشق از دو کون گرد برآورد نرم نرم

سیلاب بی‌صدا نشنیده است هیچ کس

۹

صائب خموش باش کز این حرف دشمنان

آواز مرحبانشنیده است هیچ کس

بازگشت به سروده‌های صائب