غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۴۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

طاق ابروی توازکون ومکان مارا بس

گوشه چشم تو از ملک جهان مارا بس

۲

هوس بوس نداریم وتمنای کنار

جلوه خشکی ازان سرو روان مارا بس

۳

ماکه باشیم که زخم تو شود قسمت ما؟

دیدن تیر درآغوش کمان مارا بس

۴

می توان دفتری از نیم سخن انشا کرد

حرف رنگینی ازان غنچه دهان مارا بس

۵

خضر در چشمه حیوان ز سیاهی ره برد

خال و خط رهبر آن کنج دهان ما را بس

۶

ساغر می بدل چشمه کوثر داریم

روی ساقی عوض باغ جنان مارا بس

۷

واصل بحر شود خاک ز همراهی سیل

مرکب تن می چون آب روان مارا بس

۸

صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت

این اشارت ز جهان گذران ما را بس

بازگشت به سروده‌های صائب