شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس
در شب تار بود شهد مسلم ز مگس
شاعر در این متن به بررسی اثرات عشق و هوس بر دل انسان میپردازد. او میگوید که گاهی عشق و هوس میتوانند انسان را به آرامش برسانند، اما در عین حال میتوانند باعث درد و زحمت نیز شوند. شام تار و شهد به عنوان نمادهای نیکویی و ناپایداری معرفی میشوند. او به رابطه بین هوس و حرامی اشاره میکند و میگوید که اگرچه باده شادی آفرین است، اما در مواردی نمیتواند خوشی واقعی را به ارمغان آورد. همچنین، توجه به توفیق و غفلت نفس به عنوان عواملی که میتوانند انسان را به خطا بیندازند، مطرح میشود و در نهایت به آسیبهای ناشی از زبان و زخمهای عاطفی در عشق اشاره میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس
در شب تار بود شهد مسلم ز مگس
در حرامی است اگر باده نشاطی دارد
دختر رز به حلالی نشود قسمت کس
نفس را غفلت دل باعث جرأت گردد
دزد را سرمه توفیق بود خواب عسس
از نصیحت دل مغرور نگردد بیدار
رهرو مانده کند خواب به آواز جرس
از هوس سینه عشاق مکدر گردد
صفحه آینه راتیره کند مشق نفس
چه کند زخم زبان با دل عاشق صائب ؟
شعله اندیشه ندارد ز زبان بازی خس