غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۴۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس

در شب تار بود شهد مسلم ز مگس

۲

در حرامی است اگر باده نشاطی دارد

دختر رز به حلالی نشود قسمت کس

۳

نفس را غفلت دل باعث جرأت گردد

دزد را سرمه توفیق بود خواب عسس

۴

از نصیحت دل مغرور نگردد بیدار

رهرو مانده کند خواب به آواز جرس

۵

از هوس سینه عشاق مکدر گردد

صفحه آینه راتیره کند مشق نفس

۶

چه کند زخم زبان با دل عاشق صائب ؟

شعله اندیشه ندارد ز زبان بازی خس

بازگشت به سروده‌های صائب