از دل آگاه در عالم همین نام است و بس
چشم بیداری که دیدم حلقه دام است وبس
این شعر به تفسیر و تحلیل احوالات انسان و تجربیات او در زندگی پرداخته است. شاعر بیان میکند که در این جهان، ظواهر و نامها حرف اول را میزنند و چشمها و دلها به دامهایی گرفتارند. او اشاره میکند که هرچقدر تلاش کند، در نهایت در مسیری پر از مشکلات و موانع قرار دارد. دلایل ناراحتی و تاریکیهایی که در زندگی وجود دارد، به ناتوانی در درک عمیق خود و دنیای اطراف برمیگردد. شاعر به روابط و تعاملات انسانی و سرنوشتهای از پیشتعیینشده اشاره میکند و در انتها به این نتیجه میرسد که در میان جمع، هیچکس به حقیقت و واقعیتهای معنوی دست نیافته و بیشتر افراد دچار خامی و نادانی هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از دل آگاه در عالم همین نام است و بس
چشم بیداری که دیدم حلقه دام است وبس
رو به هر خاری که کردم خانه صیادبود
هر کف خاکی که دیدم پرده دام است وبس
چشم اگر پوشیده باشد دل نمی گردد سیاه
بیشتر تاریکی این خانه از جام است وبس
سیرنرگس زار چشم لاله رویان کرده ام
پرده شرم وحیادر چشم بادام است وبس
نام شاهان ازبنای خیر می گردد بلند
حاصل جم از جهان آوازه جام است وبس
سرنوشت برگ برگ این چمن را خوانده ام
حاصل نخل تمنا میوه خام است وبس
پی به کنه خویش نتوان برد بی ترک خودی
راه این ویرانه در بسته از بام است وبس
در گرفتاری بود جمعیت خاطر مرا
رشته شیرازه بال و پرم دام است وبس
از سر مژگان نگاه حسرت مانگذرد
عمربال افشانی ما تالب بام است وبس
از توکل در حنا مگذار دست سعی را
قفل روزی گر کلیدی دارد ابرام است وبس
هرکه را دیدم صائب پخته می گوید سخن
در میان اهل معنی فکر ما خام است وبس