دوزخ ارباب معنی صحبت قال است و بس
هست اگر دارالامانی صحبت حال است و بس
این شعر به تفسیر و بررسی عمیق معانی و مفاهیم زندگی و وجود انسان پرداخته است. شاعر با بیانی کنایهآمیز از ابهام در دنیای مادی و بیدوام بودن آن سخن میگوید. او به دوگانگی میان ظاهر و باطن اشاره دارد و تأکید میکند که آنچه به نظر میرسد تنها ظاهر است و حقیقت عمیقتری در پس آن نهفته است. در این بیتها موضوعاتی مانند بیثباتی دنیا، ناکامی در درک حقیقت و تأکید بر معانی عمیقتر زندگی مطرح شده است. شاعر با استفاده از تصاویر سمبلیک، به مخاطب القا میکند که دنیای مادی و ظاهری، تنها نمایی سطحی از واقعیت است و برای درک واقعی زندگی نیاز به بینش عمیقتری دارد. بهطور کلی، شعر به جستجوی معنا و حقیقت در زندگی اشاره دارد و هشدار میدهد که نباید به ظواهر فریبنده بسنده کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دوزخ ارباب معنی صحبت قال است و بس
هست اگر دارالامانی صحبت حال است و بس
داوری بیهوشی حیرت جهان را برده است
نه همین سوسن درین بستانسرا لال است و بس
می رسند از عاجزی اینجا به منزل رهروان
بی پروبالی درین وادی پروبال است و بس
موج در هرجنبش از حالی به حالی می رود
بحر لنگردار یکتایی به یک حال است و بس
همچو مجنون هیچ کس از رفتن ما داغ نیست
چشم آهو در قفای ما به دنیا است و بس
نه همین سرگشته دارد خاکیان را دانه اش
مرکز افلاک هم آن نقطه خال است و بس
قصر دولت پایدار از دست ارباب دعاست
پشتبان طاق کسری کلبه زال است و بس
از خط و خال تو صائب معنی فهمیده است
ورنه دام اهل معنی نه خط و خال است و بس