روز روشن را شب تارست پنهان در لباس
چهره گلرنگ دارد خط ریحان در لباس
شاعر در این شعر به تضادهای موجود در زندگی و جهان میپردازد. روز روشن و شب تار را به هم پیوند میزند و میگوید که خوشی و اندوه در هم آمیختهاند. خندهها به شادی برقآسا و اشکها به غم عمیق تشبیه میشوند. او به زیباییهای طبیعت و زندگی اشاره میکند و از نقش محبت و روحیه مثبت یاد میکند. همچنین غفلت از درون را مورد انتقاد قرار میدهد و بر اهمیت باطن و حقیقت بر ظاهر تاکید میکند. در نهایت، راز عشق را در پوشیدگی و عدم نمایش صادقانه آن معرفی میکند، و به زیباییهای پنهان در زندگی و احساسات اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روز روشن را شب تارست پنهان در لباس
چهره گلرنگ دارد خط ریحان در لباس
ماتم و سور جهان با یکدگر آمیخته است
خنده ها چون برق دارد ابر گریان در لباس
ریزش بی پرده آب روی سایل می برد
زان کند دریا به دست ابر، احسان در لباس
شرم همت یادگیر از یوسف مصری که داد
نور بینش را به چشم پیر کنعان در لباس
تا نگردد عیش شیرینش ز چشم شور تلخ
از سر پر مغز گردد پسته خندان در لباس
از خود آرایی دل روشن نگردد شادمان
شمع از فانوس رنگین است گریان در لباس
گر به ظاهر شمع در فانوس رفت از راه رحم
می زند بر آتش پروانه دامان در لباس
راز عشق از پرده پوشی می شود رسوا که هست
با وجود نافه، بوی مشک عریان در لباس
تار و پود حله فردوش گردد موج اشک
چشم گریان راست تشریفات الوان در لباس
گر به ظاهر کلک صائب تیره روز افتاده است
صبحها پوشیده دارد این شبستان در لباس